از متون کتابهای آسمانی و روایات اسلامی چنین بر می آید که آخر الزمان دوره ای پُر از فتنه های سخت و تلخ است و کمتر کسی از شرّ آنها در امان می ماند. معانی فتنه واژۀ «فتنه» در آیات قرآنی و روایات اسلامی، در معانی و مصادیق گوناگونی، مانند آزمایش، گرفتاری، گمراهی، اختلاف و جنگ، به کار رفته است. ریشۀ فتنه ها........... پرهیز از فتنه ها پیامبران و جانشینان ایشان، برای گرفتارنشدن مؤمنان در گرداب فتنه ها و در امان ماندن از شرّشان، راهنماییها و سفارشهای ارزشمندی فرموده اند که ما به برخی از آنها اشاره می کنیم. ارطاة بن منذر می گوید: چنین به من رسیده است که رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) در بارۀ فتنۀ چهارم فرمود: در آن فتنه، مردم به سوی کافرشدن پیش می روند. پس در آن روز، مؤمن کسی است که در خانه اش بنشیند و کافر کسی است که شمشیرش را بر کشد و خون برادر و خون همسایه اش را بریزد(1). ا. الفتن، ص ٩٣، جزء 2، ح 366. امام علی(علیه السلام) فرمود: در فتنه مانند بچّۀ شتر باش؛ نه پشتی دارد که سوارش شوند و نه شیری که بدوشندش(2). 2. ترجمه و شرح نهج البلاغة، ص 1088، حکمتها، ش 1، با تصرّف در ترجمه. فتنه های مبارک هرچند فتنه در اصل پدیده ای ناپسند و زیانبار است؛ فتنه های آخر الزمان، با صرف نظر از سختیها و تلخیهایشان، نتایج ارزشمندی را در پی دارند و سبب افشای ماهیّت منافقان، نابودی حکومت زورگویان و در هم ریختن بساط تباهکاران شده و در پایان، با ظهور امام مهدی(علیه السلام) و رفع فتنه ها، کام مؤمنان شیرین می شود. امام علی(علیه السلام) می فرماید: در آخر الزمان فتنه را ناپسند مدارید؛ زیرا بی گمان، فتنه منافقان را نابود می کند(3). 3. کنز العمّال، ج 11، ص 189، ح 31170. امام صادق(علیه السلام) فرمود: فتنه را آرزو کنید که در آن نابودیِ زورگویان و پاکیِ زمین از تباهکاران است(4). 4. تنبیه الخواطر، جزء 2، ص 87. فتنه های خطرناک در آخرالزمان، هر چه به زمان ظهور امام مهدی(علیه السلام)نزدیکتر می شویم، فتنه ها سخت تر و زیانبارتر می شوند. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) می فرماید: بی گمان، پیشِ رویِ زمان ظهور، فتنه هایی اند که گویا مانند پاره های شبِ تیره اند. مرد در آن فتنه ها صبح می کند در حالی که مؤمن است، و شب می کند در حالی کافر است، و شب می کند در حالی که مؤمن است و صبح می کند در حالی که کافر است...(5). 5. الفتن، ص ٢۵، جزء 1، ح 65 . نیز از آن بزرگوار روایت شده است: بی گمان، پس از من امّتم را فتنه هایی فرا می گیرند که در آنها قلب مرد می میرد، چنان که بدنش خواهد مرد(6).
لینک ثابت
یکی از نشانه های حتمی ظهور حضرت مهدی علیه السلام فراگیر شدن ظلم در جهان و کشته شدن نفس زکیه است، در احادیث بسیاری به این نشانه و یا حتمی بودن آن اشاره شده است: امام باقر علیه السلام: « ای جابر! قائم علیه السلام ظهور نمی کند تا این که فتنه ای شام را در بر گیرد، به طوری که مردم به دنبال راه نجات می گردند، ولی آن را نمی یابند، و میان کوفه و حیره کشتاری واقع می شود که کشته های آنان در وسط راه ریخته می شود و منادی از آسمان ندا می دهد.» « ای جابر، بر زمین بنشین و در خانه ات بنشین (کنایه از اینکه اقدامی برای قیام مکن) تا نشانه هایی را ببینی. . . گروهی از ناحیه ترک خروج می کنند و به دنبال آن نا آرامی در روم پدید می آید. قوم ترک پیش روی می کنند تا اینکه از دمشق می گذرند و در جزیره فرود می آیند، از سوی دیگر گروهی از روم به پیش روی می پردازند تا این که در « رمله » فرود می آیند؛ در آن سال، اختلاف زیادی در همه زمین از ناحیه غرب رخ می نماید و اختلاف سراسر سرزمین اعراب را فرا می گیرد.» « نخستین سرزمینی که پیش از ظهور خراب می شود.» « هنگامی که اهل شام در میان خود اختلاف کردند از آن جا بگریزند، زیرا در آن جا قتل و فتنه و آشوب است.» « هرچه بر شما مشکل شد، پس عهد و پرچم و سلاح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نفس زکیه از فرزندان امام حسین بر شما مشکل نخواهد شد.» امام صادق علیه السلام: « ظلم همه‌ی شهرها را فرا می‌گیرد.» « پنج نشانه پیش از ظهور قائم علیه السلام است: صیحه، سفیانی، فرو رفتن، کشته شدن نفس زکیه و یمانی .» عمر بن حنظله پرسید: فدایت گردم! اگر کسی از اهلبیت شما پیش از این نشانه ها قیام کرد، آیا بااو قیام کنم ؟ امام فرمود: « نه! » امام علی علیه السلام: « در سه مورد منتظر فرج باشید !» راوی از آن سه مورد سئوال کرد و امام « ع » فرمود: « اختلاف اهل شام در میان خود و پرچم های سیاه از خراسان و صیحه ای در ماه رمضان! » « در سه حادثه منتظر فرج باشید: اختلاف اهل شام در میان خود، پرچم های سیاه از خراسان و صیحه آسمانی در ماه رمضان» « مهدی علیه السلام پس از اینکه مردم به دام غفلت بیفتند، حق از میان برود و ظلم آشکار‌ شود، ظهور خواهد کرد.» پیامبر اکرم: « روزگار آنچنان می‌گذرد که هر سال بدتر از سال گذشته و هر حاکم و امیری بدتر از حاکم و امیر پیشین است، تا این که اشخاصی در فتنه و ظلم متولد می شوند، به طوریکه جز ظلم چیزی را نمی‌شناسند و زمین را آن گونه بیداد و ستم فرا می گیرد که کسی قدرت گفتن «الله» ندارد.» « بلایی گریبانگیر این امت می‌شود که هیچ‌کس برای رهایی از ظلم و بیداد پناهگاهی نمی‌یابد.» « زمین آنگونه از ظلم و جور پر خواهد شد که کسی «الله» نمی‌گوید مگر مخفیانه، و آن‌گاه خداوند قوم صالحی را می‌آورد که زمین را همان گونه که از ظلم و جور پر شده است، از عدل و داد پر کنند.» خداوند متعال در حدیث معراج: « (در آخرالزمان) جور و فساد زیاد می‌شود.» عمار یاسر: « حکومت اهلبیت پیامبرتان در آخر الزمان است و برای آن نشانه هایی است. . . . پس هنگامیکه روم و ترک بر شما یورش ببرند. . . و فتنه برانگیزد. . . و سپاهیان را تجهیز کنند. . . » « ترک در حیره و روم در فلسطین فرود می آیند. » مراجعه شود به: نشانه های ظهور امام زمان علیه السلام منابع: بحارالانوار 52/304 حدیث 74 ------ کافی بحارالانوار 52/298 حدیث 57 ------ غیبه النعمانی بحارالانوار 52/223 حدیث 87 بحارالانوار 52/256 حدیث 147 بحارالانوار 263/52 حدیث 148 بحارالانوار 51/68 حدیث 9 بحارالانوار 52/68 حدیث 9 بحارالانوار 51/39 حدیث 19 بحارالانوار 51/69 حدیث 11 بحارالانوار 52/277 حدیث 172 بحارالانوار ج 52/229 حدیث 95 بحارالانوار 52/285، حدیث 14 بحارالانوار 52/237 حدیث 105، ص 222 حدیث 62، ص 269 حدیث 45، ص 203 حدیث 29، ص 204 حدیث 34، ص 209 حدیث 49، ص 206 حدیث 40، ص 119 حدیث 48، ص 235 حدیث 102، ص 234 حدیث 100، ص 289 حدیث 27، ص 294 حدیث 44، ص 233 حدیث
لینک ثابت
فتنه‌های آخرالزمان در کلام امام علی (ع) حضرت علی(ع)، ضمن چند روایت گونه‌های متعددی از فتنه‌های آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور كه خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خوانده‌اند: چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح مي‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی كه حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد. حضرت علی(ع) از آغازین یام حیات، در محضر رسول خدا(ص) بود و از دریی علم یشان خوشه برمي‌چید. به تصریح آن امام همام، نبی خاتم(ص) در لحظات آخرین زندگی پرخیر خویش، هزار دروازه علم را بری یشان گشودند كه از هریك از آنها هزار در دیگر گشوده شد. بنابر شریطی كه حضرت علی(ع) در آن مي‌زیستند بیش از دیگر اهل بیت(ع) به تصویر و ترسیم ینده، گاه نزدیك و گاه دور پرداختند. از مشهورترین پیش‌گویي‌هی یشان كه به سرعت، راستی آن بر مخاطبان عیان شد، ماجری جنگ نهروان با خوارج بود كه فرمودند: «از شما كمتر از ده تن كشته خواهد شد و از یشان كمتر از ده تن زنده خواهند ماند». ین عبارت پیش از آغاز نبرد بیان شد و اندكی پس از خاتمه نبرد، شمارش شهدی سپاه و فراریان خوارج، حاضران را متحیر نمود. گاه نیز در رویات علوی صحبت از ینده نه چندان دور است؛ بری نمونه از ین دست مي‌توان به پیش‌گویی امیرمؤمنان(ع) درباره حمله مغول به سرزمین‌هی اسلامی یاد كرد كه با استناد به همین رویت و با دریت و حزم خواجه نصیرالدین طوسی، جامعه شیعیان كمترین آسیب را در ین فتنه متحمل شد. یكی از پیش‌گویي‌هیی كه در لابه‌لی بیانات امیرمؤمنان، امام علی(ع) مطالب ارزنده و قابل توجهی درباره آن مي‌توان یافت، مسئله فتنه‌هی آخرالزمانی است. درباره موضوع فتنه‌هی آخرالزمان، رویات متعددی از معصومان(ع) نقل شده كه در ینجا تنها به مرور رویات علوی اكتفا مي‌كنیم و انشاءالله در فرصتی دیگر، بید به تفصیل درباره آن سخن گفته شود. * معنی فتنه فتنه را در لغت، به امتحان و آزمودن معنا كرده‌اند. ین واژه معمولاً درباره آن دسته از امتحاناتی به كار برده مي‌شود كه با تلخی و سختی همراه است. در قرآن كریم، ین واژه علاوه بر ین معنا، بری بستن راه و بازگرداندن از مسیر حق، شرك و كفر، افتادن در معاصی و نفاق، اشتباه گرفتن و تشخیص ندادن حق از باطل، گمراهی، كشتار و اسارت، تفرقه و اختلاف میان مردم و... به كار رفته است. * گونه‌شناسی فتنه‌هی آخرالزمان حضرت علی(ع)، ضمن چند رویت گونه‌هی متعددی از فتنه‌هی آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور كه خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خوانده‌اند: ـ چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح مي‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی كه حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد. ـ خداوند در ین امت، پنج فتنه قرار داده است: ابتدا فتنه عمومی، سپس فتنه خواص، پس از آن فتنه سیاه تاریك كه مردم در آن بسان چارپیان مي‌شوند، سپس هدنه(صلح میان مسلمانان و كفار در پی جنگ و كشتار) و درنهیت دعوت كنندگان ضلالت و گمراهی مي‌یند. در آن روز اگر بری خداوند جانشینی ماند درخدمتش باش. و در جیی دیگر حضرتش حیوان‌سانی مردم را ناشی از فتنه كور، پیچیده و گنگ پنجم خوانده‌اند. ـ همانا از دو خصلت بر شما هراسانم؛ پیروی از هوی نفس و آرزوی طولانی. اما پیروی از هوی نفس، از حق باز مي‌دارد و آرزوی دراز، آخرت را در طاق نسیان مي‌نهد. همانا دنیا، پشت‌كنان مي‌رود و آخرت، كوچ كرده و به سوی ما مي‌ید، و هر كدام را فرزندانی است. پس شما از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید؛ چه، امروز كار هست و محاسبه نیست و فردا محاسبه هست و كار نیست. همانا فتنه‌ها و آشوب‌ها از هواپرستی آغاز مي‌شود. در آنها، [به وسیله] فرمان‌هی خود پرداخته با خدا مخالفت مي‌شود و مردانی در عهده‌دار شدن آنها، به جی مردانی دیگر مي‌نشینند. اگر حقّ خالص در میان بود، اختلاف به چشم نمي‌خورد، و اگر باطل محض در میان بود، بر هیچ خردمندی پوشیده نمي‌ماند، لیكن مشتی از حق و مشتی از باطل گرفته شده و با هم آمیخته گردیده است. ینجاست كه شیطان بر دوستداران خود چیره مي‌گردد، و كسانی رهیی مي‌یابند كه از طرف خداوند عاقبت نیكی بری آنها رقم خورده باشد. همانا من از رسول خدا(ص) شنیدم كه مي‌فرمود: چگونه خواهید بود زمانی كه‌ فتنه‌ی شما را در برگیرد كه در آن كودكان بیش از آن به نظر رسند كه هستند [سن و سالشان بیشتر به نظر مي‌رسد]، و جوانان به پیری رسند. مردم به كژراهه مي‌روند و آن (انحراف) را مانند سنّت خویش مي‌گزینند و هرگاه بخشی از آن به روش درست تبدیل گردد، گفته مي‌شود سنّت دگرگون شده است. ین در نظر مردم كاری زشت ید و در پی آن، بلیا شدّت یابند و نسل به اسارت برده شود. سپس فتنه و آشوب آنان را بكوبد، چنان‌كه آتش، هیزم را مي‌كوبد و آسیاب طعمه خود را. آنها دین مي‌آموزند اما نه بری خدا، و دانش مي‌جویند امّا نه بری عمل؛ و به وسیله كار آخرت، دنیا را مي‌طلبند. * مصادیق فتنه‌ها تعداد و گونه‌هی فتنه‌هی آخرالزمان آنچنان زیاد است كه به طور عادی اولین تصوری كه بری هر شنونده ی از شنیدن ین واژه به وجود مي‌ید، همین موضوع است. همان‌طور كه دیدیم در میان ین سیل فتنه‌ها چهار یا پنج مورد بیش از دیگر موارد، انسان‌ها را مبتلا مي‌سازد. در بعضی از رویات علوی(ع) مي‌توان مصادیق و تسهیل كننده‌هیی را بری وقوع در فتنه یافت: حضرت امیر(ع) از رسول خدا(ص) نقل كرده كه فرمودند: بری امتم بیش از هر چیز از گمراهی پس از معرفت، فتنه‌هی گمراه كننده و شهوت، شكم و فرج بیمناكم. از همه مهم‌تر ینكه فتنه فراگیری در میان تمام مسلمانان رخ مي‌دهد كه تا زمان ظهور ادامه مي‌یابد: از پیامبر اكرم(ص) شنیدم كه فرمود: جبرئیل به نزدم آمد و گفت: یا محمد، به زودی در امّتت فتنه به‌پا خواهد شد. پرسیدم: چگونه از آن مي‌توان خارج شد؟ گفت: در كتاب خدا، خبر پیشینیان و آنها كه پس از شما مي‌یند و حكم (آنچه) مابین شما (رخ مي‌دهد) آمده است. [آن] فاصل میان حق و باطل است و هزل نیست. هر ستم‌كاری كه بدان عمل نكند خداوند او را درهم مي‌شكند و هر كس جز در آن به دنبال هدیت باشد خداوند گمراهش خواهد ساخت. ریسمان محكم الهی، ذكر حكیم و صراط مستقیم است. قسم به آنكه جان علی در دست اوست ین امت به هفتادوسه فرقه تقسیم مي‌شوند كه همه آنها در آتشند به جز ین فرقه: «و ممّن خلقنا أمّه یهدون بالحقّ و به یعدلون؛ و از میان كسانی كه آفریده‌یم، گروهی هستند كعبه حقّ هدیت مي‌كنند و به حق داوری مي‌نمیند». ینهیند كه نجات مي‌یابند. در دیگر رویات، حضرت امیر(ع)، دسته نجات‌یابنده را خود، شیعیانشان و تمام پیروانشان معرفی نموده‌اند: رسول خدا(ص) به من فرمود: «شبی كه مرا به آسمان‌ها بردند، قصرهیی دیدم كه از یاقوت سرخ، زبرجد سبز، درّ و مرجان و طلی خالص بود، كاه‌گل آنها از مشك خوشبو، خاكش از زعفران، و داری میوه، نخل خرما و انار، حوریه، زن‌هی زیبا و نهرهی شیر و عسل كه بر روی درّ و جواهر مي‌گذشت ـ در كنار آن دو نهر، خیمه‌ها و غرفه‌هیی بنا شده، بودند و در آنها خدمتكارها و پسرانی بودند، و فرش‌هیش از استبرق، سندس و حریر بود و طناب‌هیی در آنها بود. گفتم: ی حبیب من جبرئیل، ین قصرها از آن كیست، و قصه آنها چیست؟ جبرئیل گفت: ین قصرها و آنچه در آن است و چندین برابر آن مخصوص شیعیان برادرت و جانشین تو پس از تو بر امّت، علی است. یشان را در آخر الزمان به نامی كه دیگران را آزار دهد، بخوانند. آنها را رافضه (واگذارندگان) خوانند، در صورتی كه ین نام بری آنان زینت است، زیرا یشان باطل را واگذارده و به حق چنگ زده‌اند، و سواد اعظم ینانند. ینها مخصوص شیعیان فرزندت حسن، پس از او، بری شیعیان برادرش حسین، پس از او، بری شیعیان فرزندش علی بن الحسین، بعد از او، بری شیعیان فرزندش محمد بن علی، پس از او، مخصوص شیعیان فرزندش جعفر بن محمد، پس از او، بری شیعیان فرزندش موسی بن جعفر، پس از او بری شیعیان فرزندش علی بن موسی، بعد از او، بری شیعیان فرزندش محمد بن علی بعد از او؛ و بری شیعیان فرزندش علی بن محمد، پس از او بری شیعیانش فرزندش حسن بن علی پس از او، و بری شیعیان فرزندش محمدِ مهدی پس از اوست. اي‌ محمد ینان امامان پس از تو، نشانه‌هی هدیت و چراغ‌هی روشن در تاریكي‌ها هستند. شیعیانشان ـ تمامی ـ فرزندان تو هستند، و دوستداران آنها پیروان حق و دوستان خدا و رسولند، كه باطل را واگذارده و از آن دوری كرده‌اند، و آهنگ حق نموده و از آن پیروی كرده‌اند، آنها را در زمان زندگي‌شان دوست داشته و پس از مرگشان زیارت كنند. در صدد یاری آنهیند و به دوستی آنها اعتماد كنند. رحمت خدا بر یشان باد زیرا او آمرزنده و مهربان است». در برخی رویات دیگر از یشان آمده كه دوازده یا سیزده فرقه از فرق اسلامی به یشان محبت مي‌ورزند و ولیتشان را قبول دارند. شدت ین فتنه را از آنجا مي‌توان دریافت كه یشان مي‌فرمیند: اگر كسی را با ده طناب در جبهه حق بسته باشند، باز او را به باطل مي‌كشانند و به عكس. سختی ین فتنه‌ها بری مؤمنان نیز از ین رویت قابل درك است كه یشان از رسول خدا(ص) نقل نمودند كه فرمود: زمانی بر مردم مي‌ید كه دل مؤمن در نهادش آب مي‌شود، همان‌طور كه سُرب در آتش آب مي‌شود، و سبب آن نیست مگر ینكه فتنه‌ها و بدعت‌هیی را كه در دین آنها ظاهر گشته مشاهده مي‌كنند و توانیی تغییر و بر طرف ساختن آنها را ندارند. در جی دیگر از حضرتش نقل شده كه مؤمنان آخرالزمان از كنیزان پست تر شمرده خواهند شد. * بركات بروز فتنه‌ها در جامعه هرچند فتنه‌ها، سختي‌ها و تلخي‌هی خاصّ خود را به دنبال مي‌آورد لیكن شیریني‌هیی در پی آن نصیب مؤمن مي‌شود كه شید از هیچ راه دیگری تحصیل آنها بری مؤمن ممكن نباشد. در رویات رسول خدا(ص) و امامان اطهار(ع) مي‌خوانیم: «از فتنه‌هی آخرالزمان كراهت نداشته باشید كه منافقان را نابود مي‌كند». در ضمن وصیی رسول خدا(ص) به امیرمؤمنان(ع) آمده است: ی علی، شگفت‌آورترین مردم از نظر یمان و بزرگ‌ترین آنان از نظر یقین مردمانی هستند كه در آخرالزمان پیامبری ندیدند و امام هم از نظرشان پنهان شده، پس به همان سیاهی و سفیدی كتاب یمان آورده‌اند. امام صادق(ع) فرمود: «پس از آنكه عثمان كشته و با امیر المؤمنین(ع) بیعت شد، آن حضرت بر فراز منبر تشریف برد، خطبه‌ی خواند و در آن فرمود: «هان كه گرفتاری شما به گرفتاری همان روز كه خداوند پیغمبرش را برانگیخت بازگشت نموده است. سوگند به آنكه او را به حق برانگیخت، حتماً بید گرفتار وسوسه شوید و غربال گردید تا آنكه زیرورو شوید و بالا و پیین گردید. حتماً بید افرادی كه كوتاه آمده‌اند پیشی گیرند و آنانی كه پیشی گرفته‌اند كوتاه بییند. به خدا قسم هیچ نشانه‌ی را پنهان نكرده‌ام و هیچ دروغی نگفته‌ام و مرا از ین مقام و چنین روز آگاهی بود». یكی از بركات صبر در آخرالزمان ین است كه مؤمن را در ثواب تمام نیكي‌هی پیشینیانش شریك مي‌سازد: وقتی در جنگ نهروان امیر المؤمنین(ع) خوارج را به قتل رسانید، مردی به خدمت حضرت رسید. حضرت به او فرمود: «قسم به خداوندی كه دانه را شكافت و آدمی را آفرید، مردمی در ینجا با ما آمده‌اند كه هنوز خداوند پدران و نیاكان آنها را خلق نكرده است!» آن مرد عرض كرد: مردمی كه هنوز خلق نشده‌اند چگونه مي‌توانند با ما آمده باشند؟! فرمود: «آری، آنها مردمی هستند كه در آخرالزمان مي‌یند و در ین هدف كه ما داریم آنها نیز شریكند و تسلیم ما، پس آنها در آن راه كه ما گام برمي‌داریم شركی حقیقی و واقعی ما هستند». مسلماً هر آزمونی كه سخت تر باشد در عین آنكه بسیاری نمي‌توانند در آن قبول شوند آن عده ی كه توفیق و پیروزی مي‌یابند تعدادی اندك و جیگاهی رفیع خواهند داشت. * راه رهیی از فتنه‌هی آخرالزمان تمسك به قرآن و اهل بیت(ع) راه رهیی از ین فتنه‌هی آخرالزمانی در بیانات امیرمؤمنان(ع) در دو قالب عمومی و فردی قابل دسته‌بندی است. راه عمومی همان تمسك به قرآن و اهل‌بیت(ع) است. راه فردی كه به برخی از صحابه توصیه مي‌شده ـ الزاماً شامل همگان نبوده ـ سكوت، قعود و... است. رویت مربوط به تمسك به قرآن را پیش از ین مرور كردیم. درباره تمسك به اهل بیت(ع)، رویات متعددی از امیرمؤمنان(ع) نقل شده كه با توجه به جامعیت رویت ذیل و دربرداشتن راه تحقق آن، از بیان دیگر موارد خودداری و به نقل همین مورد اكتفا مي‌كنیم. امیر مؤمنان(ع) در ضمن خطبه‌ی بلند راه‌هیی را بری رهیی از فتنه‌ها و مصون ماندن از عذاب الهی كه فرجام فرو افتادگان در آنهاست فراروی مؤمنان نهادند. در ینجا به مناسبت، به فرازهیی از ین سخن گران‌سنگ توجه مي‌كنیم: من و رسول خدا(ص) بر لب حوض هستیم و خاندان ما با ما هستند پس هر كس ما را بخواهد بید گفتار ما را بگیرد و به كردار ما عمل كند زیرا ما خاندانی هستیم كه شفاعت از آن ماست. بری دیدار ما در كنار حوض با هم رقابت كنید، چون ما دشمنان را از آن دور و دوستانمان را از آن سیراب مي‌سازیم. هر كس از آن آب نوشد هرگز تشنه نشود، و حوض ما پر است و از دو آبریز بهشتی در او ریخته مي‌شود؛ یكی «تسنیم» و دیگری «معین». در دو طرف ین حوض، زعفران است. كسی را بر ما نمي‌گزیدند ولی اوست كه از بندگانش هر كه را بخواهد ویژه رحمتش كند، پس خدا را ستیش مي‌كنم بدین نعمت‌ها كه مخصوص شما قرار داده و بر حلال‌زادگی شما، چون یاد ما خانواده، شفی هر درد، بیماری و وسوسه شك‌آور است، و البته دوستی ما خشنودی خداست، و هر كسی كه راه ما را گیرد، فردا در «حظیر\ القدس» و «فردوس برین» با ماست، و منتظر امر ما همچون كسی است كه در راه خدا به خونش غلتد، و هر كه فریاد ما را بشنود ولی ما را یاری نكند خدا به رو بر سر دو سوراخ بینی او را در دوزخ سرنگون سازد. 1. استقامت و تقیه در برابر دشمنان: ما درِ گشیش، چون مبعوث شوند و همه راه‌ها بر مردم بسته شود، مییم «باب حطّه» كه در اسلام است هر كس در او ید نجات یابد و هر كه از آن دور شود فرو افتد. خدا به ما آغاز كرد و به ما پیان داد و آنچه را بخواهد به ما مي‌زدید و به ما پیدار سازد و به ما باران فرود ید، مبادا فریبنده شما را از خدا فریب دهد، اگر بدانید درماندن شما میان دشمنانتان و تحمّل اذیت‌ها چه اجری دارید چشم شما روشن شود، و اگر مرا نیابید چیزهیی بینید كه آرزوی مرگ كنید از ستم و دشمنی و خودبینی و سبك‌شمردن حق خدا و ترس، چون چنین شود همه به رشته خدا بچسبید و از هم جدا نشوید، و بر شما باد به صبر و نماز و تقیه. 2. ثبات و دوری از رنگ به رنگ شدن: و بدانید كه خداوند دشمن میدارد بندگان متلوّن و همه رنگ خود را، پس از حق و ولیت اهل حق دور نشوید چون هر كس دیگری را جی ما برگزیند نابود است و هر كه پیرو آثار ما شود به ما پیوندد، و هر كه از غیر راه ما رود غرق شود همانا بری دوستان ما فوج‌هیی از رحمت خداست و بری دشمنان ما فوج‌هیی از عذاب خدا، راه ما میانه است، و رشد و صلاح در برنامه ماست، بهشتیان به خانه‌هی شیعیان ما چنان نگاه مي‌كنند كه ستاره درخشان را در آسمان مي‌بینند. 3. پرهیز از دنیاگریی: هر كس از ما پیروی كند گمراه نشود، و هر كه منكر ما شود هدیت نگردد، و نجات نیابد آنكه بر زبان ما كمك دهد دشمن ما را و یاری نشود آنكه ما را وابگذارد. پس به طمعِ دنیی پوچ و بي‌ارزشی كه سرانجام از شما دور شود و شما نیز از آن زوال یابید از ما روی نگردانید، زیرا هر كس دنیا را بر ما ترجیح دهد افسوس فراوان دارد. خداوند متعال [از زبان ین فرد] مي‌فرمید: «ی وی بر من كه جانب امر خدا را فرو گذاشتم و در حقّ خود ظلم و تفریط كردم».36 4. شناخت حقّ امامان معصوم(ع): چراغ راه مؤمن شناخت حق ماست، و بدترین كوری نابینیی فضیلت ماست كه با ما بي‌جهت و بدون گناه به دشمنی برخاسته فقط به جرم ینكه ما او را به سوی حق و دوستی خواندیم و دیگران او را به سوی فتنه دعوت كردند، آنها را بر ما ترجیح‌ داد. ما را پرچمی است كه هر كه در سیه آن درید، او را جا دهد و هر كه بسوی او پیش تازد پیروز است و هر كه از آن واماند نابود، و هر كه بدان چنگ زند نجات یابد، شمیید آبادگران زمین كه (خداوند) شما را در آن جی داد تا ببیند چه مي‌كنید، پس مراقب خدا باشید در آنچه از شما دیده مي‌شود، بر شما باد به راه روشن بزرگ‌تر، در آن بروید كه دیگری جی شما را نگیرد. سپس حضرت ین یه قرآن را تلاوت فرمود: «به سوی آمرزش پروردگارتان بشتابید و به راه بهشتی كه عرضش به قدر پهنی آسمان و زمین است و آن بری اهل یمان به خدا و پیمبرانش مهیا گردیده». 5. پیشه كردن تقوی: پس بدانید شما به بهشت نمي‌رسید مگر به تقوی، و هر كه رها سازد پیروی از آنكه خدا فرمان اطاعت او را داده، برانگیخته شود بری او شیطانی كه قرین و مونس او گردد. 6. عدم سازش با ستمكاران: شما را چه باشد كه به دنیا تكیه كردید، و به ستم خشنودید، و فرو گذاشتید آنچه را كه عزت و سعادت شما و نیروی علیه ستمگران در آنست، نه از خدیتان شرم دارید، و نه به حال خود فكر مي‌كنید. شما در هر روز ظلم مي‌شوید ولی از خواب بیدار نمي‌گردید، و سستی شما پیان نپذیرد، یا نمي‌بینید دین شما كهنه مي‌شود و شما سرگرم دنییید، خدی بزرگ مي‌فرمید: «و شما مؤمنان هرگز نبید با ظالمان همدست و دوست باشید و گر نه آتش كیفر آنان در شما هم خواهد گرفت و در آن حال جز خدا هیچ دوستی نخواهید یافت و هرگز كسی، یاري‌ شما نخواهد كرد». رویاتی كه مخاطبش افراد متوسطی است كه در فتنه‌ها احتمال لغزششان بیش از نجات به نظر مي‌ید از ین قرارند: 7. ذكر و یادآوری همیشگی: دانشمند آن‌كس است كه ارزش خویش را بشناسد، در نادانی مرد همین بس كه قدر خود را نشناسد و دشمن‌ترین بندگان نزد خدا همانا بنده‌ی است كه خدا او را به خودش واگذارد، سرگردان و حیران از راه راست باشد و هدفش را نداند چیست و بدون راهنما راه را بپیمید. اگر به سوی كسب مال دنیا دعوت شود اجابت مي‌كند اگر به سوی آخرت دعوت شود كاهلی مي‌كند گویا عملی را كه بری دنیا انجام مي‌دهد بر او واجب است و آنچه بری آخرت انجام مي‌دهد از او ساقط. ینها در زمانی است كه در آن زمان كسی سالم نمي‌ماند جز مؤمنی كه دائم الذكر است و كم اذیت، كه اگر حاضر باشد كسی او را نشناسد و اگر غیب باشد جستجویش نكنند. 8. عدم اشاعه گناه: ینان چراغ‌هی هدیت و مشعل‌هی فروزان بری شبروان هستند و بری سخن چینی و فساد در گردش نیستند، نادان و سفیه نباشند كه گناهان را انتشار دهند و اشاعه فاحشه كنند. خداوند درهی رحمتش را بروی ینان مي‌گشید و از یشان عذاب سختش را برطرف مي‌كند. ی مردم همانا روزگاری مي‌ید كه مردم فقط به اسم اسلام بي‌نیاز باشند و از اسلام خبری نباشد آن چنان كه ظرف تنها به آنچه كه در آن ریخته مي‌شود بي‌نیاز باشد.40 به امید آنكه خداوند همه ما را از شرّ فتنه‌های آخرالزمان برهاند و از تمام ابتلائات ین دوره سربلند بیرون آورد. انشاءالله نویسنده: محمود مطهري‌نیا - ۲۲ مرداد ۱۳۸۷ به نقل از: ماهنامه موعود شماره
لینک ثابت
بزرگ‌ترین فتنه آخرالزّمان خطر دجّال برای جوامع بشری چنان گسترده و ویرانگر است که همة پیامبران الهی دربارة آن هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشته‌اند. پیامبر گرامی اسلام در این زمینه می‌فرماید: «هیچ پیامبری نبوده است مگر اینکه پیروانش را از دجّال بر حذر داشته است». معنا و مفهوم دجّال «دجّال» بر وزن فعّال صیغة مبالغه است که در ادبیات عرب برای دلالت بر زیادی انجام کار از سوی فاعل به کار می‌رود. در کتاب‌های لغت، احتمال‌های متعددی برای ریشه و معنای این واژه مطرح شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: الف) واژة دجّال از «دُجَیل» به معنای «قَطْران»۲ گرفته شده است، گفتنی است اعراب در گذشته، بدن شتران خود را برای پوشاندن عیوب آنها با ماده سیاه‌رنگی به نام قطران می‌پوشاندند و در عرف عرب به پوشاندن کامل بدن شتر با این ماده «تَدجیل» می‌گفتند. از آنجا که دجّال نیز چون قطران سراسر زمین را می‌پوشاند، از او با این عنوان یاد می‌شود. ب) واژة یاد شده از «دَجْل» به معنای «دروغ»و «فریب» مشتق شده و دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او ادّعای پروردگاری می‌کند و این کار از بزرگ‌ترین دروغ‌هاست. ج) ریشة لغت دجّال، «دَجْل»، به معنای «در نوردیدن» است و از این رو این نام به دجّال اطلاق می‌شود که او بیشتر مناطق جهان را درمی‌نوردد و تحت سلطة خود درمی‌آورد. د) دجّال از «تَدجیل» به معنای «پوشاندن» ریشه گرفته است و به این دلیل دجّال را با این نام می‌خوانند که او با کفرش مردم را می‌پوشاند یا زمین را با فراوانی لشکریانش می‌پوشاند یا اینکه حق را با باطل می‌پوشاند. هـ‍) این واژه از «تَدجیل» گرفته شده که به معنای «زراندود کردن» برای فریب است. بنابر این قول، دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او با دروغ و نیرنگ خود و همچنین با بیان کردن خلاف آنچه در دل دارد، باطل را حق جلوه می‌دهد و موجب فریب مردم می‌شود. و) لغت دجّال از «دُجال» به معنای «طلا» یا «آب طلا» مشتق شده است؛ چون دجّال در هر جا که قدم می‌گذارد گنج‌های طلا نیز با او همراه است. ز) ریشة این لغت «دَجّاله» به معنای «گروه بزرگ هم‌سفران» است و به این دلیل دجّال را به این اسم نام‌گذاری کرده‌اند که او سراسر زمین را با هواداران فراوان خود می‌پوشاند. ح) این واژه از لغت «دَجال» به معنای «سرگین»، گرفته شده است؛ زیرا دجّال نیز مانند سرگین گسترة زمین را با اعمال خود آلوده می‌کند.۳ مؤلف لغت‌نامة «تاج العروس» پس از نقل اقوال یاد شده می‌نویسد: «…بهترین وجه آن است که گفت: دجّال به معنای بسیار دروغ‌گوست و دروغ او سحر، فریب، تهمت، حق‌پوشی و اظهار مطالبی است که در دل او وجود ندارد».۴ دجّال در روایات با نگاهی اجمالی به مجموعه روایت‌هایی که در زمینة خروج دجّال و رویدادهای وابسته به آن نقل شده است، با موضوع‌ها و سرفصل‌های متعدّدی روبه‌رو می شویم که بررسی کامل همة آنها نیازمند پژوهشی ژرف و گسترده است. در این مجال اندک، برخی از این موضوع‌ها و سرفصل‌ها را بررسی می‌کنیم. الف) حتمی بودن خروج دجّال: در روایات متعدّدی بر گریزناپذیر بودن خروج دجّال، به عنوان یکی از رویدادهای آخرالزّمان یا نشانه‌های قیامت، تأکید شده است. از جمله در روایتی که امیرمؤمنان علی علیه‌السلام از پیامبر گرامی اسلام نقل می‌کند، می‌خوانیم: «پیش از ساعت [قیامت] ده رویداد گریزناپذیر است: [خروج] سفیانی، [خروج] دجّال و…».۶ در برخی روایات حتمی بودن خروج دجّال به مانند حتمی بودن ظهور امام مهدی علیه‌السلام دانسته شده و انکار آن کفر به شمار آمده است. از آن جمله می‌توان به روایت نبوی زیر اشاره کرد: «هر کس خروج مهدی را منکر شود به آنچه بر محمّد نازل گشته، کافر شده است و هر کس نزول عیسی را منکر شود کافر شده و هر کس خروج دجّال را انکار کند، کافر شده است».
لینک ثابت

حضرت علی(ع) از آغازین ایام حیات، در محضر رسول خدا(ص) بود و از دریای علم ایشان خوشه برمی‌چید. به تصریح آن امام همام، نبی خاتم(ص) در لحظات آخرین زندگی پرخیر خویش، هزار دروازة علم را برای ایشان گشودند که از هریک از آنها هزار در دیگر گشوده شد.1 بنابر شرایطی که حضرت علی(ع) در آن می‌زیستند بیش از دیگر اهل بیت(ع) به تصویر و ترسیم آینده، گاه نزدیک و گاه دور پرداختند. از مشهورترین پیش‌گویی‌های ایشان که به سرعت، راستی آن بر مخاطبان عیان شد، ماجرای جنگ نهروان با خوارج بود که فرمودند: «از شما کمتر از ده تن کشته خواهد شد و از ایشان کمتر از ده تن زنده خواهند ماند».2 این عبارت پیش از آغاز نبرد بیان شد و اندکی پس از خاتمة نبرد، شمارش شهدای سپاه و فراریان خوارج، حاضران را متحیر نمود. گاه نیز در روایات علوی صحبت از آیندة نه چندان دور است؛ برای نمونه از این دست می‌توان به پیش‌گویی امیرمؤمنان(ع) دربارة حملة مغول به سرزمین‌های اسلامی یاد کرد3 که با استناد به همین روایت و با درایت و حزم خواجه نصیرالدین طوسی، جامعة شیعیان کمترین آسیب را در این فتنه متحمل شد. یکی از پیش‌گویی‌هایی که در لابه‌لای بیانات امیرمؤمنان، امام علی(ع) مطالب ارزنده و قابل توجهی دربارة آن می‌توان یافت، مسئلة فتنه‌های آخرالزمانی است. دربارة موضوع فتنه‌های آخرالزمان، روایات متعددی از معصومان(ع) نقل شده که در اینجا تنها به مرور روایات علوی اکتفا می‌کنیم و انشاءالله در فرصتی دیگر، باید به تفصیل دربارة آن سخن گفته شود. معنای فتنه فتنه را در لغت، به امتحان و آزمودن معنا کرده‌اند5. این واژه معمولاً دربارة آن دسته از امتحاناتی به کار برده می‌شود که با تلخی و سختی همراه است6. در قرآن کریم، این واژه علاوه بر این معنا،7 برای بستن راه و بازگرداندن از مسیر حق،8 شرک و کفر،9 افتادن در معاصی و نفاق،10 اشتباه گرفتن و تشخیص ندادن حق از باطل،11 گمراهی،12 کشتار و اسارت،13 تفرقه و اختلاف میان مردم14 و... به کار رفته است. گونه‌شناسی فتنه‌های آخرالزمان حضرت علی(ع)، ضمن چند روایت گونه‌های متعددی از فتنه‌های آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور که خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خوانده‌اند: ـ چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح می‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی که حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد.15 ـ خداوند در این امت، پنج فتنه قرار داده است: ابتدا فتنة عمومی، سپس فتنة خواص، پس از آن فتنة سیاه تاریک که مردم در آن بسان چارپایان می‌شوند، سپس هدنه(صلح میان مسلمانان و کفار در پی جنگ و کشتار) و درنهایت دعوت کنندگان ضلالت و گمراهی می‌آیند. در آن روز اگر برای خداوند جانشینی ماند درخدمتش باش.16 و در جایی دیگر حضرتش حیوان‌سانی مردم را ناشی از فتنة کور، پیچیده و گنگ پنجم خوانده‌اند.17 ـ همانا از دو خصلت بر شما هراسانم؛ پیروی از هوای نفس و آرزوی طولانی. اما پیروی از هوای نفس، از حق باز می‌دارد و آرزوی دراز، آخرت را در طاق نسیان می‌نهد. همانا دنیا، پشت‌کنان می‌رود و آخرت، کوچ کرده و به سوی ما می‌آید، و هر کدام را فرزندانی است. پس شما از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید؛ چه، امروز کار هست و محاسبه نیست و فردا محاسبه هست و کار نیست. همانا فتنه‌ها و آشوب‌ها از هواپرستی آغاز می‌شود. در آنها، [به وسیلة] فرمان‌های خود پرداخته با خدا مخالفت می‌شود و مردانی در عهده‌دار شدن آنها، به جای مردانی دیگر می‌نشینند. اگر حقّ خالص در میان بود، اختلاف به چشم نمی‌خورد، و اگر باطل محض در میان بود، بر هیچ خردمندی پوشیده نمی‌ماند، لیکن مشتی از حق و مشتی از باطل گرفته شده و با هم آمیخته گردیده است. اینجاست که شیطان بر دوستداران خود چیره می‌گردد، و کسانی رهایی می‌یابند که از طرف خداوند عاقبت نیکی برای آنها رقم خورده باشد. همانا من از رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: چگونه خواهید بود زمانی که‌ فتنه‌ای شما را در برگیرد که در آن کودکان بیش از آن به نظر رسند که هستند [سن و سالشان بیشتر به نظر می‌رسد]، و جوانان به پیری رسند. مردم به کژراهه می‌روند و آن (انحراف) را مانند سنّت خویش می‌گزینند و هرگاه بخشی از آن به روش درست تبدیل گردد، گفته می‌شود سنّت دگرگون شده است. این در نظر مردم کاری زشت آید و در پی آن، بلایا شدّت یابند و نسل به اسارت برده شود. سپس فتنه و آشوب آنان را بکوبد، چنان‌که آتش، هیزم را می‌کوبد و آسیاب طعمة خود را. آنها دین می‌آموزند اما نه برای خدا، و دانش می‌جویند امّا نه برای عمل؛ و به وسیلة کار آخرت، دنیا را می‌طلبند.18 مصادیق فتنه‌ها تعداد و گونه‌های فتنه‌های آخرالزمان آنچنان زیاد است که به طور عادی اولین تصوری که برای هر شنونده ای از شنیدن این واژه به وجود می‌آید، همین موضوع است. همان‌طور که دیدیم در میان این سیل فتنه‌ها چهار یا پنج مورد بیش از دیگر موارد، انسان‌ها را مبتلا می‌سازد. در بعضی از روایات علوی(ع) می‌توان مصادیق و تسهیل کننده‌هایی را برای وقوع در فتنه یافت: حضرت امیر(ع) از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمودند: برای امتم بیش از هر چیز از گمراهی پس از معرفت، فتنه‌های گمراه کننده و شهوت، شکم و فرج بیمناکم.19 از همه مهم‌تر اینکه فتنة فراگیری در میان تمام مسلمانان رخ می‌دهد که تا زمان ظهور ادامه می‌یابد: از پیامبر اکرم(ص) شنیدم که فرمود: جبرئیل به نزدم آمد و گفت: یا محمد، به زودی در امّتت فتنه به‌پا خواهد شد. پرسیدم: چگونه از آن می‌توان خارج شد؟ گفت: در کتاب خدا، خبر پیشینیان و آنها که پس از شما می‌آیند و حکم (آنچه) مابین شما (رخ می‌دهد) آمده است. [آن] فاصل میان حق و باطل است و هزل نیست. هر ستم‌کاری که بدان عمل نکند خداوند او را درهم می‌شکند و هر کس جز در آن به دنبال هدایت باشد خداوند گمراهش خواهد ساخت. ریسمان محکم الهی، ذکر حکیم و صراط مستقیم است.20 قسم به آنکه جان علی در دست اوست این امت به هفتادوسه فرقه تقسیم می‌شوند که همة آنها در آتشند به جز این فرقه: «و ممّن خلقنا أمّةٌ یهدون بالحقّ و به یعدلون؛ و از میان کسانی که آفریده‌ایم، گروهی هستند کعبه حقّ هدایت می‌کنند و به حق داوری می‌نمایند».21 اینهایند که نجات می‌یابند.22 در دیگر روایات، حضرت امیر(ع)، دستة نجات‌یابنده را خود، شیعیانشان23 و تمام پیروانشان24 معرفی نموده‌اند: رسول خدا(ص) به من فرمود: «شبی که مرا به آسمان‌ها بردند، قصرهایی دیدم که از یاقوت سرخ، زبرجد سبز، درّ و مرجان و طلای خالص بود، کاه‌گل آنها از مشک خوشبو، خاکش از زعفران، و دارای میوه، نخل خرما و انار، حوریه، زن‌های زیبا و نهرهای شیر و عسل که بر روی درّ و جواهر می‌گذشت ـ در کنار آن دو نهر، خیمه‌ها و غرفه‌هایی بنا شده، بودند و در آنها خدمتکارها و پسرانی بودند، و فرش‌هایش از استبرق، سندس و حریر بود و طناب‌هایی در آنها بود. گفتم: ای حبیب من جبرئیل، این قصرها از آن کیست، و قصة آنها چیست؟ جبرئیل گفت: این قصرها و آنچه در آن است و چندین برابر آن مخصوص شیعیان برادرت و جانشین تو پس از تو بر امّت، علی است. ایشان را در آخر الزمان به نامی که دیگران را آزار دهد، بخوانند. آنها را رافضه (واگذارندگان) خوانند، در صورتی که این نام برای آنان زینت است، زیرا ایشان باطل را واگذارده و به حق چنگ زده‌اند، و سواد اعظم اینانند. اینها مخصوص شیعیان فرزندت حسن، پس از او، برای شیعیان برادرش حسین، پس از او، برای شیعیان فرزندش علی بن الحسین، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی، پس از او، مخصوص شیعیان فرزندش جعفر بن محمد، پس از او، برای شیعیان فرزندش موسی بن جعفر، پس از او برای شیعیان فرزندش علی بن موسی، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی بعد از او؛ و برای شیعیان فرزندش علی بن محمد، پس از او برای شیعیانش فرزندش حسن بن علی پس از او، و برای شیعیان فرزندش محمدِ مهدی پس از اوست. ای‌ محمد اینان امامان پس از تو، نشانه‌های هدایت و چراغ‌های روشن در تاریکی‌ها هستند. شیعیانشان ـ تمامی ـ فرزندان تو هستند، و دوستداران آنها پیروان حق و دوستان خدا و رسولند، که باطل را واگذارده و از آن دوری کرده‌اند، و آهنگ حق نموده و از آن پیروی کرده‌اند، آنها را در زمان زندگی‌شان دوست داشته و پس از مرگشان زیارت کنند. در صدد یاری آنهایند و به دوستی آنها اعتماد کنند. رحمت خدا بر ایشان باد زیرا او آمرزنده و مهربان است».25 در برخی روایات دیگر از ایشان آمده که دوازده یا سیزده فرقه از فرق اسلامی به ایشان محبت می‌ورزند و ولایتشان را قبول دارند.26 شدت این فتنه را از آنجا می‌توان دریافت که ایشان می‌فرمایند: اگر کسی را با ده طناب در جبهه حق بسته باشند، باز او را به باطل می‌کشانند و به عکس.27 سختی این فتنه‌ها برای مؤمنان نیز از این روایت قابل درک است که ایشان از رسول خدا(ص) نقل نمودند که فرمود: زمانی بر مردم می‌آید که دل مؤمن در نهادش آب می‌شود، همان‌طور که سُرب در آتش آب می‌شود، و سبب آن نیست مگر اینکه فتنه‌ها و بدعت‌هایی را که در دین آنها ظاهر گشته مشاهده می‌کنند و توانایی تغییر و بر طرف ساختن آنها را ندارند.28 در جای دیگر از حضرتش نقل شده که مؤمنان آخرالزمان از کنیزان پست تر شمرده خواهند شد.29 برکات بروز فتنه‌ها در جامعه هرچند فتنه‌ها، سختی‌ها و تلخی‌های خاصّ خود را به دنبال می‌آورد لیکن شیرینی‌هایی در پی آن نصیب مؤمن می‌شود که شاید از هیچ راه دیگری تحصیل آنها برای مؤمن ممکن نباشد. در روایات رسول خدا(ص) و امامان اطهار(ع) می‌خوانیم: «از فتنه‌های آخرالزمان کراهت نداشته باشید که منافقان را نابود می‌کند».30 در ضمن وصایای رسول خدا(ص) به امیرمؤمنان(ع) آمده است: ای علی، شگفت‌آورترین مردم از نظر ایمان و بزرگ‌ترین آنان از نظر یقین مردمانی هستند که در آخرالزمان پیامبری ندیدند و امام هم از نظرشان پنهان شده، پس به همان سیاهی و سفیدی کتاب ایمان آورده‌اند.31 امام صادق(ع) فرمود: «پس از آنکه عثمان کشته و با امیر المؤمنین(ع) بیعت شد، آن حضرت بر فراز منبر تشریف برد، خطبه‌ای خواند و در آن فرمود: «هان که گرفتاری شما به گرفتاری همان روز که خداوند پیغمبرش را برانگیخت بازگشت نموده است. سوگند به آنکه او را به حق برانگیخت، حتماً باید گرفتار وسوسه شوید و غربال گردید تا آنکه زیرورو شوید و بالا و پایین گردید. حتماً باید افرادی که کوتاه آمده‌اند پیشی گیرند و آنانی که پیشی گرفته‌اند کوتاه بیایند. به خدا قسم هیچ نشانه‌ای را پنهان نکرده‌ام و هیچ دروغی نگفته‌ام و مرا از این مقام و چنین روز آگاهی بود».32 یکی از برکات صبر در آخرالزمان این است که مؤمن را در ثواب تمام نیکی‌های پیشینیانش شریک می‌سازد: وقتی در جنگ نهروان امیر المؤمنین(ع) خوارج را به قتل رسانید، مردی به خدمت حضرت رسید. حضرت به او فرمود: «قسم به خداوندی که دانه را شکافت و آدمی را آفرید، مردمی در اینجا با ما آمده‌اند که هنوز خداوند پدران و نیاکان آنها را خلق نکرده است!» آن مرد عرض کرد: مردمی که هنوز خلق نشده‌اند چگونه می‌توانند با ما آمده باشند؟! فرمود: «آری، آنها مردمی هستند که در آخرالزمان می‌آیند و در این هدف که ما داریم آنها نیز شریکند و تسلیم ما، پس آنها در آن راه که ما گام برمی‌داریم شرکای حقیقی و واقعی ما هستند».33 مسلماً هر آزمونی که سخت تر باشد در عین آنکه بسیاری نمی‌توانند در آن قبول شوند آن عده ای که توفیق و پیروزی می‌یابند تعدادی اندک و جایگاهی رفیع خواهند داشت. راه رهایی از فتنه‌های آخرالزمان تمسک به قرآن و اهل بیت(ع) راه رهایی از این فتنه‌های آخرالزمانی در بیانات امیرمؤمنان(ع) در دو قالب عمومی و فردی قابل دسته‌بندی است. راه عمومی همان تمسک به قرآن و اهل‌بیت(ع) است. راه فردی که به برخی از صحابه توصیه می‌شده ـ الزاماً شامل همگان نبوده ـ سکوت، قعود و... است. روایت مربوط به تمسک به قرآن را پیش از این مرور کردیم.34 دربارة تمسک به اهل بیت(ع)، روایات متعددی از امیرمؤمنان(ع) نقل شده که با توجه به جامعیت روایت ذیل و دربرداشتن راه تحقق آن، از بیان دیگر موارد خودداری و به نقل همین مورد اکتفا می‌کنیم.35 امیر مؤمنان(ع) در ضمن خطبه‌ای بلند راه‌هایی را برای رهایی از فتنه‌ها و مصون ماندن از عذاب الهی که فرجام فرو افتادگان در آنهاست فراروی مؤمنان نهادند. در اینجا به مناسبت، به فرازهایی از این سخن گران‌سنگ توجه می‌کنیم: من و رسول خدا(ص) بر لب حوض هستیم و خاندان ما با ما هستند پس هر کس ما را بخواهد باید گفتار ما را بگیرد و به کردار ما عمل کند زیرا ما خاندانی هستیم که شفاعت از آن ماست. برای دیدار ما در کنار حوض با هم رقابت کنید، چون ما دشمنان را از آن دور و دوستانمان را از آن سیراب می‌سازیم. هر کس از آن آب نوشد هرگز تشنه نشود، و حوض ما پر است و از دو آبریز بهشتی در او ریخته می‌شود؛ یکی «تسنیم» و دیگری «معین». در دو طرف این حوض، زعفران است. کسی را بر ما نمی‌گزیدند ولی اوست که از بندگانش هر که را بخواهد ویژه رحمتش کند، پس خدا را ستایش می‌کنم بدین نعمت‌ها که مخصوص شما قرار داده و بر حلال‌زادگی شما، چون یاد ما خانواده، شفای هر درد، بیماری و وسوسة شک‌آور است، و البته دوستی ما خشنودی خداست، و هر کسی که راه ما را گیرد، فردا در «حظیر\ القدس» و «فردوس برین» با ماست، و منتظر امر ما همچون کسی است که در راه خدا به خونش غلتد، و هر که فریاد ما را بشنود ولی ما را یاری نکند خدا به رو بر سر دو سوراخ بینی او را در دوزخ سرنگون سازد. 1. استقامت و تقیّه در برابر دشمنان: ما درِ گشایش، چون مبعوث شوند و همه راه‌ها بر مردم بسته شود، ماییم «باب حطّه» که در اسلام است هر کس در او آید نجات یابد و هر که از آن دور شود فرو افتد. خدا به ما آغاز کرد و به ما پایان داد و آنچه را بخواهد به ما می‌زداید و به ما پایدار سازد و به ما باران فرود آید، مبادا فریبنده شما را از خدا فریب دهد، اگر بدانید درماندن شما میان دشمنانتان و تحمّل اذیت‌ها چه اجری دارید چشم شما روشن شود، و اگر مرا نیابید چیزهایی بینید که آرزوی مرگ کنید از ستم و دشمنی و خودبینی و سبک‌شمردن حق خدا و ترس، چون چنین شود همه به رشته خدا بچسبید و از هم جدا نشوید، و بر شما باد به صبر و نماز و تقیّه. 2. ثبات و دوری از رنگ به رنگ شدن: و بدانید که خداوند دشمن میدارد بندگان متلوّن و همه رنگ خود را، پس از حق و ولایت اهل حق دور نشوید چون هر کس دیگری را جای ما برگزیند نابود است و هر که پیرو آثار ما شود به ما پیوندد، و هر که از غیر راه ما رود غرق شود همانا برای دوستان ما فوج‌هایی از رحمت خداست و برای دشمنان ما فوج‌هایی از عذاب خدا، راه ما میانه است، و رشد و صلاح در برنامه ماست، بهشتیان به خانه‌های شیعیان ما چنان نگاه می‌کنند که ستاره درخشان را در آسمان می‌بینند. 3. پرهیز از دنیاگرایی: هر کس از ما پیروی کند گمراه نشود، و هر که منکر ما شود هدایت نگردد، و نجات نیابد آنکه بر زبان ما کمک دهد دشمن ما را و یاری نشود آنکه ما را وابگذارد. پس به طمعِ دنیای پوچ و بی‌ارزشی که سرانجام از شما دور شود و شما نیز از آن زوال یابید از ما روی نگردانید، زیرا هر کس دنیا را بر ما ترجیح دهد افسوس فراوان دارد. خداوند متعال [از زبان این فرد] می‌فرماید: «ای وای بر من که جانب امر خدا را فرو گذاشتم و در حقّ خود ظلم و تفریط کردم».36 4. شناخت حقّ امامان معصوم(ع): چراغ راه مؤمن شناخت حق ماست، و بدترین کوری نابینایی فضیلت ماست که با ما بی‌جهت و بدون گناه به دشمنی برخاسته فقط به جرم اینکه ما او را به سوی حق و دوستی خواندیم و دیگران او را به سوی فتنه دعوت کردند، آنها را بر ما ترجیح‌ داد. ما را پرچمی است که هر که در سایة آن درآید، او را جا دهد و هر که بسوی او پیش تازد پیروز است و هر که از آن واماند نابود، و هر که بدان چنگ زند نجات یابد، شمایید آبادگران زمین که (خداوند) شما را در آن جای داد تا ببیند چه می‌کنید، پس مراقب خدا باشید در آنچه از شما دیده می‌شود، بر شما باد به راه روشن بزرگ‌تر، در آن بروید که دیگری جای شما را نگیرد. سپس حضرت این آیة قرآن را تلاوت فرمود: «به سوی آمرزش پروردگارتان بشتابید و به راه بهشتی که عرضش به قدر پهنای آسمان و زمین است و آن برای اهل ایمان به خدا و پیمبرانش مهیا گردیده».37 5. پیشه کردن تقوی: پس بدانید شما به بهشت نمی‌رسید مگر به تقوی، و هر که رها سازد پیروی از آنکه خدا فرمان اطاعت او را داده، برانگیخته شود برای او شیطانی که قرین و مونس او گردد. 6. عدم سازش با ستمکاران: شما را چه باشد که به دنیا تکیه کردید، و به ستم خشنودید، و فرو گذاشتید آنچه را که عزت و سعادت شما و نیروی علیه ستمگران در آنست، نه از خدایتان شرم دارید، و نه به حال خود فکر می‌کنید. شما در هر روز ظلم می‌شوید ولی از خواب بیدار نمی‌گردید، و سستی شما پایان نپذیرد، آیا نمی‌بینید دین شما کهنه می‌شود و شما سرگرم دنیایید، خدای بزرگ می‌فرماید: «و شما مؤمنان هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست باشید و گر نه آتش کیفر آنان در شما هم خواهد گرفت و در آن حال جز خدا هیچ دوستی نخواهید یافت و هرگز کسی، یاری‌ شما نخواهد کرد».38و39 روایاتی که مخاطبش افراد متوسطی است که در فتنه‌ها احتمال لغزششان بیش از نجات به نظر می‌آید از این قرارند: 7. ذکر و یادآوری همیشگی: دانشمند آن‌کس است که ارزش خویش را بشناسد، در نادانی مرد همین بس که قدر خود را نشناسد و دشمن‌ترین بندگان نزد خدا همانا بنده‌ای است که خدا او را به خودش واگذارد، سرگردان و حیران از راه راست باشد و هدفش را نداند چیست و بدون راهنما راه را بپیماید. اگر به سوی کسب مال دنیا دعوت شود اجابت می‌کند اگر به سوی آخرت دعوت شود کاهلی می‌کند گویا عملی را که برای دنیا انجام می‌دهد بر او واجب است و آنچه برای آخرت انجام می‌دهد از او ساقط. اینها در زمانی است که در آن زمان کسی سالم نمی‌ماند جز مؤمنی که دائم الذکر است و کم اذیت، که اگر حاضر باشد کسی او را نشناسد و اگر غایب باشد جستجویش نکنند. 8. عدم اشاعة گناه: اینان چراغ‌های هدایت و مشعل‌های فروزان برای شبروان هستند و برای سخن چینی و فساد در گردش نیستند، نادان و سفیه نباشند که گناهان را انتشار دهند و اشاعه فاحشه کنند. خداوند درهای رحمتش را بروی اینان می‌گشاید و از ایشان عذاب سختش را برطرف می‌کند. ای مردم همانا روزگاری می‌آید که مردم فقط به اسم اسلام بی‌نیاز باشند و از اسلام خبری نباشد آن چنان که ظرف تنها به آنچه که در آن ریخته می‌شود بی‌نیاز باشد.40 به امید آنکه خداوند همة ما را از شرّ فتنه‌های آخرالزمان برهاند و از تمام ابتلائات این دوره سربلند بیرون آورد. انشاءالله پی نوشت‌ها: 1. شیخ مفید، الإرشاد، ج‌1، ص35. 2. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبة 59. 3. علامه حلی‌، الفین، ترجمه وجدانی، ص 953. 4. علامه حلی‌، کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین(ع)، ص 84. 5. تهذیب اللغة، ج 14، ص 296؛ مقاییس اللغة، ج 4، ص 472. 6. النهایة، ج3، ص410. 7. سورة عنکبوت (29)، آیة 2. 8. سورة مائده (5)، آیة 49. 9. سورة بقره(2)، آیة 193. 10. سورة حدید (57)، آیة 14. 11. سورة انفال (8)، آیة 73. 12. سورة مائده (5)، آیة 41. 13. سورة نسا (4)، آیة 101. 14. سورة توبه (9)، آیة 47. 15. السنن الوارده، ص35. 16. فتن ابن حماد، ص28. 17. همان، ص39. 18. روضه کافی، ص58. 19. السنن الوارده، ص37. 20. تفسیر عیاشی، ج1، ص3. 21. سورة اعراف (7)، آیة 181. 22. تفسیر عیاشی، ج2، ص43. 23. بحارالانوار، ج24، ص146. 24. الامالی، ص212. 25. الصراط المستقیم، ج2، ص153. 26. نهج السعاده، ج3، ص427 و ص430. 27. فتن ابن حماد، ص34. 28. امالی طوسی، ج2، ص132؛ وسائل الشیعه. 29. فتن ابن حماد، ص123. 30. کنزالعمال، ج11، ص189. 31. کمال الدین، ص288. 32. الکافی، ج1، ص396. 33. المحاسن، ص262؛ بحارالانوار، ج52، ص131. 34. ر. ک: الدرالمنثور، ج2، ص227. 35. ر. ک: کمال الدین، ج2، ص654. 36. سورة زمر (39)، آیة 56. 37. سورة حدید (57)، آیة 21. 38. سورة هود (11)، آیة 113. 39. نهج السعاده، ج3، ص421. 40. إرشاد القلوب إلی الصواب، ج‌1، ص 35. منبع: ماهنامه موعود شماره 90

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " شهاب الدین میهن پرست " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم